آموزش مترجمی – جلسه 1 (سطح متوسط) – خانه کتاب و ترجمه دقیق
Menu

آموزش مترجمی – جلسه 1 (سطح متوسط)

به دنبال سری جلسه های آموزش مترجمی، هفتمین جلسه به موضوع اصل معادل یابی و انواع ترجمه تحت اللفظی و روان اختصاص دارد. جهت استفاده از سایر مطالب به مخزن اطلاعات دقیق مراجعه کنید. نظر ارزشمندتان را در قسمت نظرات بنویسید.


اصل معادل یابی

اصل معادل یابی در حقیقت چیزی است که کل فرآیند ترجمه در ان خلاصه می شود؛ مترجم از ابتدا تا انتهای ترجمه سرگرم یافتن معادل های مناسب و صحیح از زبان مقصد برای واژه ها و مفاهیم و جمله های مبدأ است. در نهایت چنانچه معادل هایی انتابی نسبت به اصل خود در زبان مبدأ از هر حیث مطابقت کند، متن ترجمه شده همان تأثیری را بر خواننده می گذارد که متن اصلی بر خواننده گذاشته است، و در این صورت ترجمه پذیرفتنی بوده و مترجم کاری مؤثر و مفید ارائه داده است.

در توضیح و معرفی این اصل اساسی و مهم باید گفت که در بسیاری از موارد، ترجمه صوری و تحت اللفظی یک جمله یا یک متن به هیچ وجه مفهوم نبوده یا روان و مأنوس نیست و بنابراین باید با دقت در متن، ابتدا منظور و مقصود نویسنده و معنای کلی یک جمله را دریافت، سپس معادل مناسب آن را در زبان مقصد انتخاب کرد. نگاهی به برخی ترجمه های انجام شده توسط مترجمان مبتدی و در عین حال سهل انگار و بی مسؤلیت نسبت به زبان والای فارسی به خوبی اهمیت این اصل آشکار می کند. این ترجمه ها آکنده اند از جمله های تحت اللفظی نامأنوس و نامفهوم که نه تنها خیانت به نویسنده متن اصلی بلکه خیانت به زبان فارسی محسوب می شود. فرآیند درک مقصود نویسنده و معنای کلی یک جمله و سپس یافتن معادل مناسب آن  دو مرحله دارد: مترجم ابتدا مفهوم جمله  را درک می کند و سپس با بهره گیری از توان خویش در زبان  مادری (زبان مقصد) معادل صحیح  را برای آن جمله را انتخاب می کند. از این دو مرحله مرحله دوم اهمیت بیشتری دارد و اشکال عمده کار مترجمان مبتدی و دانشجویان مترجمی نیز در این مرحله است. برای عبور از این مرحله، پس از درک معنای جمله، مترجم باید این سؤال را از خود بپرسد: ما در زبان  خود این مفهوم و این جمله را چگونه بیان  می کنیم؟ همان طور که قبلا ذکر شد، در ترجمه شناخت اختلاف های بین زبان مبدأ و زبان مقصد ضروری است، زیرا این اختلاف در ساختار و شیوه بیان مفاهیم موجب می شود تا ترجمه لفظ به لفظ یک جمله با ترجمه صحیح آن مغایر باشد. بدیهی است برای پاسخ دادن به سؤال بالا، مترجم  باید بر زبان مقصد تسلط کافی داشته باشد. در عبور از مرحله اول نیز تسلط بر زبان مبدأ ضروری است، تا مترجم اصولا معنای جمله را درک کرده وارد مرحله دوم شود.
در این بخش با استفاده از مثال و تمرین، مواردی از اختلاف ساختاری بین دو زبان را بیان کرده، عدم کارایی ترجمه تحت اللفظی را در این موارد نشان می دهیم.


این گنج ها را از دست ندهید و منتظر گنج های دیگر باشید:
سه مترجم همدرد
نجف دریابندری-مترجم/مولف

گفتگو با کاوه میرعباسی – ادبیات پلیسی و جنایی

گفتگو با عبدالله کوثری (مترجم-صاحبنظر)


1 – You are not what you used to be.

این جمله را اگر بخواهیم بنابر ظاهر و کلمه به کلمه ترجمه کنیم چنین می شود: تو آنچه عادت داشتی باشی (قبلا بودی) نیستی. همانطور که ملاحظه می کنید ترجمه نامأنوس بوده و روان نیست و بنابراین باید با بذل دقت و پرسیدن  این سؤال از خود که ما در زبان خودمان این جمله و این مفهوم  را چگونه بیان می کنیم، معادل درست این جمله را انتخاب کنیم. با کمی دقت می شود فهمید که مقصود نویسنده (یا گوینده) این است که مخاطب وی اخلاق و رفتارش مثل سابق نیست و عوض شده است. پس ترجمه صحیح (پیشنهادی) چنین است: تو دیگر آن آدم گذشته نیستی یا تو با گذشته فرق کرده ای. می بینید که دو ترجمه تحت اللفظی و ترجمه پیشنهادی در حقیقت از لحاظ معنی یکسان هستند، اما ترجمه دوم روانتر و مفهومتر است. ذکر این نکته ضروری است که اکثر ضرب المثلها و عبارتها و اصطلاحها و غیره را نمیتوان تحت اللفظی ترجمه کرد، مانند اصطلاح on the other hand که ترجمه تحت اللفظی آن «روی دست دیگر»است؛ حال ان که معادل صحیح آن «از طرف دیگر» ایست، و صدها نمونه دیگر. اغلب این نمونه ها در فرهنگ های لغت داخل شده و نیازی به بررسی آنها نیست، زیرا هدف ما در این جا پرداختن به مسأله اختلاف بین معنای ظاهری یک جمله با ترجمه صحیح و روان آن است.

2 – He was sick and had only two days to live.

ترجمه تحت اللفظی: او بیمار بود و فقط دو روز داشت برای زندگی.
همان طور که ملاحظه می کنید این ترجمه مفهوم روان نیست. اگر مترجم از خود بپرسد مقصود نویسنده چیست و ما در زبان خود این جمله را چگونه بیان می کنیم، با کمی دقت درمی یابد که منظور نویسنده و ترجمه صحیح جمله چنین است: او بیمار بود و فقط دو روز از عمرش باقی بود. با مقایسه دو ترجمه، بدیهی است ترجمه دوم روان و مفهوم است.

3 – It is habitual about him to stay up late.

ترجمه تحت اللفظی: بیدار ماندن تا دیروقت در مورد او عادتی (از روی عادت) است.

ترجمه روان: او عادت دارد تا دیروقت بیدار بماند.

4 – The Soviet offer was conditional on the Americans not to deploy new missiles.

ترجمه تحت اللفظی: پیشنهاد شوروی مشروط بود بر آمریکایی ها به مستقر نکردن موشک های جدید .

ترجمه صحیح: پیشنهاد شوروی مشروط بر این بود که آمریکایی ها موشک های جدید مستقر نکنند.

5 – The question got as many different answer as there were students in the class.

ترجمه تحت اللفظی: این سؤال همان تعداد جواب مختلف دریافت کرد که وجود داشت دانش آموز در کلاس.

ترجمه صحیح و روان:به تعداد دانش آموزان کلاس به این سؤال پاسخهای مختلف داده شد. یا: هرکدام از دانش آموزان کلاس جواب متفاوتی به این سؤال داد.

6 – I believe P.L.O is hopelessly divided.

ترجمه تحت اللفظی: به عقیده من سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) نومیدانه (به نحوی ناامید کننده) دچار تفرقه است.

این جمله نمونه ای بارز از اختلاف بین ترجمه تحت اللفظی یک جمله با معنا و ترجمه صحیح آن است که درک آن دقت می خواهد. نکته اصلی در نقش قید hopelessly نهفه است؛ چون این قید صفت divided را تعریف کرده، پس باید با توجه به همین صفت آن ر ا معنا کرد. و با دقت در معنای جمله می توان فهمید که منظور از hopelessly divided این است که چنان دچار تفرقه است که امیدی به وحدت دوباره آن نیست. سپس ترجمه صحیح جمله چنین است: به عقیده  من سازمان آزادیبخش فلسطین چنان دچار تفرقه است که امیدی به وحدت مجدد ان نیست.

7 – No potatoes, please. I’ve been trying to slim this week.

ترجمه تحت اللفظی: لطفا سیب زمینی سرو نکنید؛ این هفته سعی می کرده ام لاغر شوم.

ترجمه صحیح و روان: لطفا سیب زمینی سرو نکنید؛ این هفته رژیم لاغری گرفته ام.

8 – He is sincere; he speaks as he thinks.

ترجمه تحت اللفظی: او صادق است؛ همان طور حرف می زند که فکر می کند.

ترجمه صحیح و روان: او صادق است؛ دل و زبانش یکی است.

9 – Joe ran to his mother without a backward look.

ترجمه تحت اللفظی: جو بدون یک نگاه پشت سری به طرف مادرش دوید .

ترجمه صحیح : جو بدون این که به پشت سرش نگاه کند به طرف مادرش دوید.

10 – When I went out I had a pleasant surprise.

ترجمه تحت اللفظی: وقتی بیرون رفتم یک تعجب (غافلگیری) خوشایند داشتم.

ترجمه های صحیح: 1- وقتی بیرون رفتم چیز خوشایندی مرا متعجب (غافلگیر) کرد. 2 – وقتی بیرون رفتم با چیز خوشایندی روبه رو شدم که باعث تعجبم شد (غافلگیرم کرد).

تبصره : اگرچه مطلب حاضر ترجمه از زبان مبدأ به زبان مقصد (فارسی) را مورد بحث قرار می دهد، اما مناسب است قدری در مورد شمول اصل مطرح شده در این بخش به ترجمه از زبان مقصد به مبدأ (فارسی به انگلیسی) نیز بحث شود. مسأله درک مفهوم درست یک جمله و یافتن معادلی روان و مأنوس برای آن تنها محدود به ترجمه از زبان مبدأ به زبان مقصد نشده، ترجمه بالعکس (معکوس) را نیز شامل می شود. مثال 2 از همین بخش را در نظر بگیرید:

He was sick and had only two days to live.

او بیمار بود و فقط دو روز از عمرش باقی بود. حال اگر همین جمله فارسی را بخواهید به انگلیسی برگردانید، باید بتوانید همان ترجمه بالا یا ترجمه ای مشابه را نوشته و از ترجمه تحت الفظی اجتناب کنید و مثلا چنین ننویسید:

He was sick and only two days of his life were  left.

البته این گونه ترجمه کردن از فارسی به انگلیسی به مهارت و تجربه و تسلط مترجم بر هر دو زبان و در مواردی به خواست و سلیقه و سبک او بستگی دارد. هنگام ترجمه از فارسی به انگلیسی می توان بسیاری از جمله ها را تحت اللفظی ترجمه کرد، اما همانطورکه ترجمه تحت اللفظی خیلی از جمله ها از انگلیسی به فارسی جمله ای به دست می دهد که در فارسی نامأنوس و غیرطبیعی است، ترجمه تحت اللفظی برخی جمله ها از فارسی به انگلیسی نیز می تواند جمله ای به دست بدهد که برای خواننده انگلیسی زبان نامنسجم غیرطبیعی و حاکی از کم سوادی نویسنده آن جلوه کند.

و اما ترجمه از زبان مادری به زبان بیگانه مانند ترجمه از زبان بیگانه به زبان مادری مستلزم شناخت کامل جمله مورد ترجمه است. البته منظور فقط شناخت نحوی و دستوری نیست، بلکه مقصود این است که ممکن است از یک جمله دو یا چند معنای متفاوت فهمیده شود. و بنابراین مترجم باید بداند که کدام معنای جمله مورد نظر است. این نوع ایهام در زبان گفتار با توجه به تأکید گوینده بر یکی از اجزای جمله و همچنین موقعیت ارتباطی خاص از بین می رود و چنین ایهامی بیشتر در زبان نوشتاری دیده می شود. برای روشن شدن مطلب چند مثال ذکر می شود:

مثال 1- علی می ترسید پدرش را بیدار کند .

این جمله می تواند دو معنای مختلف داشته باشد. در معنای اول علی نگران این است که پدرش را (مثلا با سر و صدای زیاد) بیدار کند، به همین دلیل سر و صدای زیادی برپا نمی کند تا مبادا پدرش بیدار شود. در این معنا برای فعل ترسیدن باید حتما از فعل to be afraid of استفاده کرد:

Ali is afraid of waking his father .

و این حرف اضافه of است که آن معنای بخصوص را در بر دارد.

در معنای دوم علی از بیدار کردن پدرش می ترسد چون می داند که مثلا او را تنبیه خواهد کرد. در این جا معنای فعل فوق بیانگر شک و تردید نیست، بلکه هراس و ترس از تنبیه شدن را می رساند. در این معنا حتما باید از حرف اضافه to استفاده کرد to be afraid to

Ali is afraid to wake his father.

البته همانطور که قبلا اشاره شد، این گونه ایهام در زبان گفتار با گذاشتن تاکید بر اجزای مورد نظر از بین می رود. مثلا در معنای اول مثال بالا، تأکید را بر فعل «بیدار کردن» و در معنای دوم بر فعل «ترسیدن» می گذارد.

مثال 2- من دیوید را بیشتر از او دوست دارم.

اگر دقت کنید می بینید که این جمله نیز می تواند دو معنای کاملا مغایر داشته باشد. در معنای اول، هم دیوید و هم «او» مفعول هستند و «من» فاعل است؛ یعنی من هم دیوید را دوست دارم و هم او را، اما دیوید را بیشتر دوست دارم و بنابراین در این معنا ترجمه جمله چنین است:

I like David more than “him”.

اما در معنای دوم هم «من» و هم «او» هر دو دوستدار دیوید هستیم، اما «من» دیوید را بیشتر از آن دوست دارم که «او» دوستش دارد. می بینید که معنای دو جمله کاملا متفاوت است:

I like David more than the he (does).

مثال 3- امروز یک شاگرد به کلاس نیامد.

اگز منظور گوینده این باشد که «حتی» یک شاگرد هم به کلاس نیامده، در این صورت ترجمه جمله چنین می شود:

Not even one student came to class today.

اما اگر منظور گوینده (نویسنده) این باشد که همه شاگردان به کلاس آمدند «بجز» یک نفر، در این صورت ترجمه چنین می شود:

One student did not came to class today.

مثال 4- جان با آلیس مث یک آدم بالغ حرف زد.

نویسنده می تواند دو مقصود کاملا متضاد از این جمله داشته باشد: اول این که جان کم سن و سال بچه است و آلیس آدم بالغ؛ اما جان با وجود بچه بودن مثل یک آدم بالغ با آلیس صحبت کرد. در این صورت، جمله چنین ترجمه می شود:

John spoke to Alice “as” an adult.

دوم این که، جان ادم بالعی است و آلیس کم سن و سال و بچه است (درست برعکس منظور بالا) و جان با آلیس که بچه است طوری صحبت کرد که با یک آدم  بالغ صحبت می کنند. در این صورت ترجمه چنین می شود:

John spoke to Alice “as to ” an adult.

این اختلاف اساسی در معنای جمله با اضافه کردن یا کم کردن حرف اضافه to  حاصل می شود.

مثال 5- نمی دانم علی کجاست.

این جمله نیز دو حالت و دو معنا می تواند داشته باشد: اول اینکه مثلا کسی از شما پرسیده که علی کجاست و شما جواب دهید: نمیدانم علی کجاست. در این حالت ترجمه   چنین است:

I don’t know where Ali is.

اما در حالت دوم هیچ کس از شما سؤالی نکرده و شما خودتان مایلید علی را ببینید و در حال تردید و بی اطلاعی از محل علی، با تعجب از خود می پرسید: نمی دانم علی کجاست! (یعنی ایکاش می دانستم او کجاست، یا علی کجا می تواند باشد). در این صورت معادل انگلیسی جمله چنین است:

I wonder where Ali is.

ذکر مجدد این نکته ضروری است که با دقت در متن می توان فهمید نویسنده کدام یک از دو یا چند مفهوم یک جمله را مد نظر داشته است و در زبان مکالمه نیز این ایهام با تاکید گوینده بر جزء مورد نظر رفع می شود.

از مطالعه این مثالها چنین نتیجه می گیریم که در بسیاری از موارد نمی توان اقدام به ترجمه تحت اللفظی و کلمه به کلمه یک جمله کرد، بلکه ابتدا باید جمله را از هر حیث شناخت و مفهوم آن را درک کرد؛ سپس اقدام به ترجمه نمود تا از هرگونه تحریف در متن و مقصود نویسنده مصون بود.

آموزش ترجمه فارسی به انگلیسی

ترجمه تخصصی فارسی به انگلیسی


تمرین

معادل صحیح و روان هر یک از جمله های انگلیسی زیر را بنویسید. سپس ترجمه خود را با ترجمه پیشنهادی که در پایان ارائه شده مقایسه کنید.

1- I barely missed falling into the well.
2- They asked the U.N. to take stronger action than a simple condemnation of south Africa.
3- The army has been in power in Chile for many years.
4- There were several day’s growth of beard on his face.
5 – the two countries want a negotiated settlement of their differences.
6 – Nothing says more about the Iraq regime than its invasion of Iran and Kuwait.
7 – There is representative law – making in most countries.
8 – I kept thinking until something came to my head.
9 – How a long time you have been mother!
10 – How silly of you to go there at night.
11 – he went on to say that he would not resign as the secretary general.
12 – They have been running for two hours now.
13 – The announcement came after a two – day broken ceasefire.
14 – The sikh extremists in India want their own state within the country.
15 – The equipment will give fire – fighters easier access to top floors.
16 – More and more people are getting interested in literature.
17 – The film we watched on T. V last night was anything but funny.
18 – He sees me as a reliable friend in this town.
19 – The police ordered an investigation into the robbery.
20 – The Crippled boy was sent to a hospital of his own handicap.
21 – He is pleased with the way his visit to Iran has gone so far.
22 – One of my foreign friends became an Iranian citizen last year.
23 – Higher prices go into effect in Egypt tomorrow.
24 – Through a mouthful of turkey he said. ”I don’t know”.
25 – We see little of your brother these days.
26 – The parliament is to hold an emergency meeting the crisis.
27 – The president says he has received thousands of phone calls in support of the action.
28 – The report says in part that music has found more fans.
29 – His role in the discovery has been at the center of considerable controversy.
30 – He repeated his assurance that the matches will be held in due time.
31 – My father who lived to be ninety died last year.
32 – It is vital for Iran to win the war against drug trafficking.
33 – I believe he is more of an engineer than you.
34 – She has tried to do more than satisfying her husbands ordinary needs.
35 – You are below standard height for a soldier.
36 – He denied the charges as unfounded.
37 – The no’s had it in last year’s referendum.
38 – when it came to paying the bill he regretted it.
39 – There is a long way to go before an agreement can be reached.
40 – A recent report in the Times said a new stadium will be built.
41 – Mr. Jackson was dismissed as head of the trade union.
42 – The soldiers waved the victory sign upon descending the train
43 – An Islamic current is sweeping the Middle East.
44 – It cost me two sleepless nights to solve the problem.
45 – Despite the blaze inside me I tried to keep calm.
46 – In the new house, we will have a little father to walk to school.
47 – There would be less drowning in the see if swimmers were more cautions.
48 – He became famous and had his name in the newspaper.
49 – Unfortunately, they did not know many people in the town.
50 – John says he has never been on a horse in his life.
51 – The third year of his life went very hard with him.
52 – I can do very little to help your father.
53 – Judging from past experiences , the U.N. is unable to do much to prevent aggression.
54 – There is nothing more we can do. I’m sorry.
55 – It nearly cost me my reputation to finish the project.
56 – After a time she began to be unkind to me.
57 – Owning one of these watches is almost as satisfying as making one.
58 – The Workers here live long distances from their work.
59 – These curtains are as dirty as could be.
60 – The demonstrations were followed by 20 arrests by the police.
61 – An Iraqi role in the explosion is suspected.
62 – The city does not absolutely look as it did ten years ago.
63 – He is a great writer and has been making headline in recent years.
64 – Thousands of lives were lost in the earthquake.
65 – The football match in Moscow yesterday had a rainy start and an snowy end.
66 – The injured Tiger was as near to me as I am to you now.
67 – Every day at six o’clock he wake up to face his day.
68 – Fifty people were injured in the storm. Five of them seriously.
69 – The operations M3 will as much succeed as the soldiers will be daring and patriotic.
70 – Sing! And put your heart in it.

قطعه کوتاه زیر را با اجتناب از ترجمه تحت اللفظی، درست و روان به فارسی ترجمه کنید.

If you are catching a train, it is always better to be comfortably early than even a fraction of a minute too late. Although being early may mean wasting a little time, this will be less than if you miss the train and have to wait an hour or more for the next one: and you avoid the frustration of arriving at the very moment when the train is drawing out of the station and being unable to get on it. An even harder situation is to be on the platform in good time for a train and still to see it go off without you.


پاسخ تمرینها

1 – چیزی نمانده بود داخل چاه بیفتم.
2 – آنان از سازمان ملل خواستند تا به محکومیت ساده آفریقای جنوبی اکتفا نکرده (فقط به محکومیت آفریقای جنوبی اکتفا نکرده) و اقدام شدیدتری اتخاذ کند.
3 – ارتش در شیلی سالها قدرت را در دست داشته است.
4 – الف: چند روز بود ریشش را نتراشیده بود. ب: چند روز بود که صورتش را اصلاح نکرده بود.
5 – دو کشور خواستار حل اختلافهایشان از طریق مذاکره هستند.
6 – درباره (ماهیت) رژیم عراق هیچ چیز گویاتر از تجاوز این رژیم به ایران و کویت نیست.
7- در اغلب کشورها قانونگذاری توسط نمایندگان مجلس انجام می شود.
8- آن قدر فکر کردم تا موضوعی به ذهنم (نظرم) رسید.
9- چقدر طولش دادی، مادر!
10-الف: چقدر حماقت کردید شب به آن جا رفتید. ب: عجب حماقتی کردید شب به آن جا رفتید.
11-او در ادامه سخنان خود گفت که از سمت دبیرکلی استعفا نخواهد کرد.
12- حالا دو ساعت است که دارند می دوند.
13- انتشار این اعلامیه پس از آتش بس دو روزه ای صورت گرفت که طرفیت آن را نقض کردند.
14- سیکهای افراطی هند خواستار ایالتی مستقل در داخل کشور هستند.
15- این دستگاه دسترسی به طبقات بالای ساختمانها را برای مأموران آتش نشانی آسانتر خواهد کرد.
16- تعداد علاقمندان به ادبیات روز به روز افزایش می یابد.
17- فیلمی که دیشب از تلویزیون تماشا کردیم هرچه بود خنده دار نبود (یا: اصلا خنده دار نبود)
18-الف: او مرا به چشم یک دوست قایل اعتماد در این شهر می نگرد. ب: او مرا یکی از دوستان قابل اعتمادش در این شهر به حساب می آورد.
19-پلیس دستور داد در مورد این سرقت تحقیق به عمل آید.
20-پسر معلول به بیمارستانی فرستاده شد که معلولان نظیر خودش در آن بستری هستند.
21-او از جریان دیدارش از ایران تاکنون راضی است.
22-یکی از دوستان خارجیم، سال گذشته به تابعیت ایران درآمد.
23-برنامه افزایش قیمتها در مصر فردا به اجرا در می آید.
24-در حالی که لقمه ای بوقلمون در دهان داشت گفت: «نمی دانم».
25-الف: این روزها برادرتان خیلی کم پیداست. ب: این روزها برادرتان را خیلی کم می بینم.
26-قرار است پارلمان در یک جلسه اضطراری این بحران را مورد بحث قرار دهد.
27- رییس جمهور می گوید هزاران نفر طی تماسهای تلفنی حمایت خود را از این اقدام اعلام کرده اند.
28-در بخشی از این گزارش آمده است که افراد بیشتری به موسیقی علاقه مند شده اند.
29-نقش او در کشف این مسأله علت اصلی این همه جنجال بوده است.
30-او بار دیگر اطمینان داد که مسابقات به موقع برگزار خواهد شد.
31- پدرم که نود سال عمر کرد سال گذشته فوت نمود.
32-برای ایران پیروزی در جنگ علیه قاچاق مواد مخدر اهمیت حیاتی دارد.
33-فکر می کنم او بیشتر از شما از مهندسی سررشته دارد.
34-او سعی کرده است فقط به برآوردن نیازهای عادی شوهرش اکتفا نکند.
35-قد شما کوتاهتر از میزان استاندارد قد یک سرباز است.
36-او اتهامات را بی اساس خوانده، آنها را رد کرد.
37-در رفراندوم سال گذشته مخالفان پیروز شدند.
38-وقت پرداخت صورتحساب که رسید پشیمان شد.
39-تا دستیابی به یک توافق راه زیادی مانده است.
40-روزنامه تایمز اخیراً طی گزارشی نوشت ورزشگاه جدیدی احداث خواهد شد.
41-آقای جکسون از مقام ریاست اتحادیه صنفی برکنار شد.
42-سربازان هنگام پیاده شدن از قطار دو انگشت خود را به علامت پیروزی تکان دادند.
43-موج گرایش به اسلام خاورمیانه را در بر گرفته است.
44-الف: دو شب نخوابیدم تا توانستم آن مسأله را حل کنم. ب: حل آن مسأله به قیمت دو شب بی خوابی برایم تمام شد.
45-به رغم آتشی که در درونم شعله ور بود سعی کردم آرامشم را حفظ کنم.
46-در خانه جدید راه ما به مدرسه کمی دورتر می شود.
47-اگر شناگران محتاط تر بودند ( یا: بیشتر احتیاط می کردند) افراد کمتری در دریا غرق می شدند.
48-او مشهور شد و نامش را در روزنامه چاپ کردند.
49-متأسفانه آنان آشنایان زیادی در شهر نداشتند.
50-جان می گوید در طول عمرش هرگز اسب سواری نکرده است (یا: سوار اسب نشده است.)
51-در سه سالگی خیلی سختی کشید.
52-نمی توانم کمک چندانی به پدرتان بکنم.
53-تجربیات گذشته نشان داده که برای جلوگیری از تجاوز کار زیادی از دست سازمان ملل ساخته نیست.
54-متأسفم، کار دیگری از دست ما ساخته نیست.
55-الف: تمام کردن پروژه نزدیک بود به قیمت از دست رفتن حیثیتم تمام شود. ب: چیزی نمانده بود که حیثیتم را سر تمام کردن این پروژه بگذارم.
56-بعد از مدتی او بنای نامهربانی را با من گذاشت.
57-با داشتن یکی از این ساعتها چنان احساس رضایت می کنید که انگار خودتان آن را ساخته اید.
58-الف: کارگران این جا خیلی دور از محل کارشان زندگی می کنند. ب: محل زندگی کارگران این جا از محل کارشان خیلی دور است.
59-این پرده ها بی نهایت (یا: تاحد امکان) کثیف هستند.
60- به دنبال این تظاهرات پلیس بیست نفر را دستگیر کرد.
61- گمان می رود عراق در این انفجار دست داشته است.
62-قیافه شهر نسبت به ده سال پیش کاملا تغییر کرده است.
63- او یک نویسنده بزرگ است و در سالهای اخیر نامش در صدر اخبار بوده است.
64-هزاران تن در این زلزله جان باختند.
65-در آغاز مسابقه فوتبال دیروز در مسکو باران و در پایان آن برف بارید.
66- نزدیکی ببر زخمی با من به اندازه فاصله فعلی من با شما بود.
67-او هر روز ساعت شش بیدار می شود تا کار روزانه اش را آغاز کند.
68-در جریان این طوفان پنجاه نفر زخمی شدند که جراحات پنج نفر از آنان شدید است.
69-الف: میزان موفقیت عملیات M3  بستگی به میزان شجاعت و وطندوستی سربازان دارد. ب: هر قدر سربازان شجاعتر و وطندوست تر باشند، عملیات M3 موفقتر خواهد بود.
70- بخوانید! و از ته دل بخوانید.


ترجمه پیشنهادی قطعه ی کوتاه

اگر قرار است با قطار سفر کنید، بهتر است قدری زودتر از زمان حرکت در ایستگاه باشید تا این که حتی چند ثانیه دیر برسید. هرچند زود رسیدن سبب می شود وقت شما کمی تلف شود، این وقت کمتر از یک یا چند ساعتی خواهد بود که در صورت دیر رسیدن باید در انتظار قطار بعدی تلف کنید، بعلاوه از این ناکامی هم در امان می مانید که درست زمانی به ایستگاه برسید که قطار حرکت کرده و نمی توانید بر آن سوار شوید. از این بدتر زمانی است که خود را قبل از موقع به سکوی انتظار برسانید ولی ببینید که قطار بی آن که شما را سوار کند راه افتاده است.


Rating: 15.3/20. From 4 votes.
Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه کتاب و ترجمه دقیق