آموزش مترجمی – جلسه 1 (مقدماتی) – خانه کتاب و ترجمه دقیق
Menu
motarjemi

آموزش مترجمی – جلسه 1 (مقدماتی)


ترجمه و مراحل آن

1-1 ترجمه  چیست؟

تعریف دقیق و فنی ترجمه کار چندان ساده ای نیست. بیشتر تعریفهایی که تاکنون به دست داده اند غالبا آن قدر کلی و نظری است که عملا هیچ گرهی از مشکلات مترجمان در کار ترجمه نمی گشاید. هر مترجم پس از سالها ترجمه تعریف تازه ای از از کار ترجمه ارائه می کند، یا استنباط تازه ای از تعریف قبلی به دست می دهد، که باز هم اغلب هیچ گونه رهنمود عملی در اختیار مشتاقان کار ترجمه  و به ویژه  مترجمان تازه کار قرار نمی دهد و مانع گمراهی آنان نمی شود. براساس همین تعریفهای کلی و رایج نیز می توان رهنمودهایی عملی برای کسانی که به کار ترجمه روی می آورند به دست داد.

پس در اینجا نکته های مشترکی را که در تعاریف گوناگون مطرح می شود در نظر می گیریم:

امروزه بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده اند که مترجم خوب کسی  است که به زبان مبدأ  (زبانی که از آن ترجمه می شود) و زبان مقصد (زبانی که به آن ترجمه می شود) و موضوع متن مورد مورد ترجمه احاطه داشته باشد. همچنین، «ترجمه ی خوب را ترجمه  ای می دانند که در آن مترجم توانسته باشد برای متن زبان مبدأ نزدیکترین و مصطلح ترین معادل را در زبان مقصد بیابد در چنین ترجمه ای نخست انتقال درست معنا مهم شمرده می شود، سپس رعایت سبک».


برای نمونه وقتی در ترجمه ی «he suffers from pneumonia» بنویسیم: «او از ذات الریه رنج می برد». در حقیقت نزدیکترین معادل را یافته ایم، اما این معادل خود مصطلح ترین معادل در فارسی نیست. ما غالباً همین مفهوم را بااستفاده از قالب معنایی دیگری بیان می کنیم: « او مبتلا به ذات الریه است».

رعایت سبک و شیوه ی بیان متن مبدأ در ترجمه غالباً بسیار دشوار است. در اینجا فقط به طور خلاصه باید بگوییم که «هرگاه مترجم نتواند شیوه ی بیان متن مبدأ را در ترجمه رعایت کند، بهتر است که تنها به انتقال صحیح معنا اکتفا کند، نه آنکه معنا را فدای سبک کند». البته در ترجمه ی آثار ادبی زبان نویسنده همان قدر اهمیت دارد که معنا، و به طور کلی آنچه موجب تمایز سبکها می شود«چگونه گفتن» است؛ مترجم تازه کاری که نتواند شیوه ی بیان متن مبدأ را در ترجمه حفظ کند بهتر است از ترجمه ی آثار ادبی چشم بپوشد.


تمرین: به دنبال هر جمله ی انگلیسی زیر دو ترجمه ی فارسی آورده شده است. ترجمه ها را با در نظر گرفتن نزدیکترین و مصطلح ترین معادل ارزیابی کنید:

1- All I could see was a wrecked ship stuck in mud.

– همه چیزی که می توانستم ببینم کشتی شکسته ای بود که به گل نشسته بود.
– فقط می توانستم کشتی شکسته و به گل نشسته ای را ببینم.

2- He is old enough to travel by himself.

– به اندازه ی کافی بزرگ هست که به تنهایی سفر کند.
– آن قدر بزرگ شده که تنها سفر کند.

3- Ali and I have to go.

– علی و من باید برویم.
– من و علی باید برویم.

4- I used to read the comics and he used to get riled.

– من عادت داشتم مجله های فکاهی بخوانم و او عادت داشت عصبانی بشود.
– من مجله های فکاهی می خواندم و او عصبانی می شد.

5- After many years in India, he at last returned to London.

– پس از سالها در هندوستان، او بالاخره به لندن بازگشت.
– پس از سالها اقامت در هندوستان، بالاخره به لندن بازگشت.

6- Two girls in twin yellow dresses appeared at the doorway.

– دو دختر با لباسهای زرد دوقلو در میان درگاه ظاهر شدند.
– دو دختر با لباسهای زرد یک شکل در میان درگاه ظاهر شدند.

7- My sister, Mrs. Ahmadi, was twenty years older than I.

– خواهرم، خانم احمدی، بیست سال از من مسن تر بود.
– خواهرم، خانم احمدی، بیست سال از من بزرگتر بود.

8- Is it possible that he misunderstood what I said?

– ممکن است آنچه را گفتم نفهمد؟
– ممکن است حرفم را درست نفهمیده باشد؟

9- In inventing the locomotive, Watt and Stephenson also invented a new sense of time.

– در اختراع لوکوموتیو وات و استفنسن مفهوم تازه ای از زمان را هم اختراع کردند.
– وات و استفنسن، با اختراع لوکوموتیو، مفهوم تازه ای از زمان هم ابداع کردند.

10- I work as a reporter.

– من به عنوان یک خبرنگار کار می کنم.
– من خبرنگار هستم.

11- He left school at sixteen.

– در شانزده سالگی مدرسه را ترک کرد.
– در شانزده سالگی دست از تحصیل کشید ( یا ترک تحصیل کرد).

12- He walked along the corridor to the bedroom.

– در طول راهرو قدم زد تا به اتاق خواب رسید.
– راهرو را طی کرد و به اتاق خواب رسید.

13- I like school teachers.

– معلم مدرسه ها را دوست دارم.
– معلمها را دوست دارم.

14- Once you understand this rule, you will have no further difficulty.

– یک بار که این قاعده را بفهمید، دیگر مشکلی نخواهید داشت.
– اگر این قاعده را بفهمید، دیگر مشکلی ندارید.

15- Wicker chairs were placed on the hotel steps.

– صندلیهای حصیری در روی پله های هتل قرار گرفته بودند.
– روی پله های هتل صندلیهای حصیری گذاشته بودند.

16- We had already walked for three hours.

– تا حالا سه ساعت راه رفته بودیم.
– تا آن موقع سه ساعت راه رفته بودیم.


تحلیل شما از جمله های فوق چیست؟ آیا ترجمه بهتری پیشنهاد می کنید؟ نظرهای خود را به اشتراک بگذارید


پیشنهادهای زیر را از دست ندهید:


تمرین: به دنبال هر یک از متنهای زیر دو ترجمه آورده شده است. این ترجمه ها را با توجه به ویژگیهای ترجمه ی خوب با یکدیگر مقایسه کنید و ببینید کدام یک دقیقتر است. حداقل سه دلیل برای اثبات نظر خود ذکر کنید.

At last they were face to face, and it seemed that Winston’s only impulse was to run away. His heart pounded violently. He would have been incapable of speaking. O’Brien, however, had continued forward in the same movement, laying a friendly hand for a moment on Winston’s arm, so that the two of them were walking side by side. He began speaking with the peculiar grave courtesy that differentiated him from the majority of Inner Party members.

ترجمه 1

بالاخره با یکدیگر روبرو شده بودند و به نظر وینستن رسید که اولین تمایلش این است که فرار کند. قدرت باز کردن دهان و حرف زدن نداشت. اما اوبراین جلو آمد و دوستانه برای یک لحظه دست به بازوی او گذاشت و بعد در حالیکه وینستون نمی دانست چه باید بکند در کنار هم به راه افتادند و اوبراین با لحن مؤدب خاصی که او را از اکثریت اعضای داخلی حزب متمایز می ساخت شروع به صحبت کرد.

ترجمه 2

عاقبت چهره به چهره قرار گرفته بودند و چنین می نمود که تنها انگیزه ی وینستون این بود که بگریزد. دلش به شدت می تپید. امکان آن بود که عاجز از سخن گفتن باشد. لیکن اوبراین بی هیچ تزلزلی پیش آمده و دستی از سر ملاطفت بر بازوی وینستون نهاده بود. طوری که شانه به شانه ی هم راه افتادند.با متانت خاصی، که او را از اکثریت اعضای حزب مرکزی متمایز می ساخت باب صحبت را گشود

 He was an old man who fished alone in a skiff in the Golf-Stream and he had gone eighty-four days now without taking a fish. In the first forty days a boy had been with him. But after forty days  without a fish the boy’s parents had told him that the old man was now definitely and finally “salao” which is the worst form of unlucky.

ترجمه 1

پیرمردی بود که تنها در قایقی در گلف استریم ماهی می گرفت و حالا هشتاد و چهار روز بود که هیچ ماهی نگرفته بود. در چهل روز اول پسر بچه ای با او بود. اما چون چهل روز گذشت و ماهی نگرفتند پدر مادر پسر گفتند دیگر محرز و مسلم است که پیرمرد «سالائو» است، که بدترین شکل بداقبالی است. (پیرمردودریا، ارنست همینگوی، نجف دریابندری)

ترجمه 2

او پیرمردی بود که با قایق پارویی کوچک خویش در آبهای خلیج به ماهیگیری اشتغال داشت. او هشتاد و چهار روز بود که بدون گرفتن حتی یک ماهی در روی آبهای خلیج سرگردان بود. در چهل روز اول پسری با وی همراه بود ولی بعد از آنکه چهل روز گذشت و خبری از ماهی گرفتن نشد پدر و مادر پسرک به او گفتند که دیگر بخت از پیرمرد برگشته و او بزودی به سرنوشت شومی دچار خواهد شد. (پیرمردودریا، ارنست همینگوی، سعیدی)


تمرین: ترجمه ای را که به دنبال متن زیر آمده است با توجه به ویژگیهای ترجمه ی خوب ارزیابی کنید.

Krebs found that to be listened to at all be had to lie and after he had done his twice he, too. Had a reaction against the war and against talking about it. A distaste for everything that had happened to him in the war set in because of the lies be had told. All of the times that had been able to make him feel cool and clear inside himself when he thought of them, the times so long back when he had done the one thing, the only thing for a man to do, easily and naturally, when he might have done something else, now lost their cool, valuable quality and then were lost themselves.

کریز دریافت برای اینکه کسی به حرفهایش گوش بدهد باید دروغ بگوید. و بعد از اینکه دوبار این کار را کرد، او نیز به جنگ و به صحبت از جنگ واکنش پیدا کرد. به خاطر دروغهایی که گفته بود، نسبت به هرچه  که در جنگ برایش رخ داده بیزار شده بود، تمام آن اوقات – مدتها قبل وقتی که کاری کرده بود، تنها کاری مرد می کند، ساده و طبیعی وقتی که میشد کار دیگری بکند – که وقتی به فکرشان می افتاد، باعث میشد درون خود حس آرامش و روشنی بکند، حالا دیگر روشنی را از دست داده بود، کیفیت ارزشش را از دست داده بود و عاقبت خود نیز از دست رفته بود. (خانه سرباز، ترجمه کامبیز فرخی)


Rating: 20.0/20. From 3 votes.
Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه کتاب و ترجمه دقیق